
باز هم کلاس اخلاق. بعد از آنکه کنفرانس یکی از دانشجویان با موضوع حجاب تمام می شود٬ استاد خاطره ای تعریف می کند. می گوید «خوشبختانه تو کشور ما بی حجابی به اوووون معنا وجود نداره٬ ولی متاسفانه بد حجابی به این معنا هست. من با یک سری از دانشجوها رفتم سفر حج. اکثریت همسفرهای ما رو دانشجوهای باحجاب و معقول تشکیل می دادن ولی یک سری خانم که حجاب درست درمونی نداشتن هم اونجا حضور داشتن. ما گفتیم اینا اگه برن مکه درست درمون می شن. یه روز دسته جمعی رفتیم غار حرا٬ دیدیم یک سری از این خواهرا لخت تشریف آوردن. انگار اومدن لوس آنجلس. عینک دودی زدن و یه چیزایی رو بستن دور کمرشون! ما گفتیم خواهرا! این چه وضعیه؟ مگه اومدین توچال؟ اینجا غار حراست. برین خودتونو درست درمون کنین»
نتیجه گیری۱: "لختی" یک مفهوم نسبی ست. شما اگر مایو پوشیده باشید لختید. اگر مایو نپوشیده باشید لختید. اگر عینک دودی زده باشید لختید. اگر یک چیزهایی را دور کمرتان ببندید هم لختید.
نتیجه گیری ۲: شما در هر صورت لختید.
نتیجه گیری ۳: هرجا کوه و صخره و غار دیدید یک چیزهایی دور کمرتان نبندید. همه جا توچال نیست.
نتیجه گیری ۴: به لوس آنجلس لخت بروید.
استاد می گوید «متاسفانه بعضی ها می گن حجاب ربطی به دین نداره و این روحانی ها بحث حجاب رو از خودشون در آوردن. آخه این چه حرفیه؟ روحانیا اینو از کجای خودشون در آوردن؟ اگه برین تاریخ رو مطالعه کنین می بینین روحانی ها همیشه مرد بودن٬ ولی حجاب رو برای زن ها لازم دونستن. والا هیچ مردی هم از بی حجابی زن ها بدش نمیاد. میااااد؟ والا نمیاد! پس اینو از خودشون در نیاوردن. حواستون هست؟ می گم اینو از خودشون در نیاوردن» بعد اضافه می کند «بعضی ها می گن حجاب که به ظاهر نیست٬ به دله. ما دلمون پاکه پس نیازی به حجاب ظاهری نداریم. ولی ما می گیم نخیر! از این خبرا نیست. برو خودتو بپوشون! بی بند و باری جنسی هم از بی حجابی به وجود میاد. الان اسرائیل داره این بی بند و باری رو رواج می ده» یکی از دانشجویان آفتاب مهتاب ندیده می پرسد «استاد مگه می شه کسی بی بند و باری جنسی رو رواج بده؟ مگه خودشون خانواده ندارن؟» استاد لبخند می زند و می گوید «چرا دارن. ولی به خانواده نیست که٬ به دله!»
نتیجه گیری: یا به دل ِ یا به اسرائیل.
در آخر استاد می گوید «راستی این کتاب فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی رو بخونین٬ خیلی کتاب قشّنگیه» یک نفر می پرسد «نویسنده ش کیه؟» استاد می گوید «نمی دونم. ولی شما بخونین٬ قشّنگه!»
نتیجه گیری آخر: لخت نباشید٬ درست درمون باشید٬ قشّنگ باشید.



