تبليغاتX
آنالی در سرزمین شگفت انگیزها

آنالی در سرزمین شگفت انگیزها

اینجا جای خوووبی خواهد بود! آررره

یه دوست خوب دارم. یه دوست خیلی خیلی خوب و متفاوت.

اون با همه فرق می کنه٬ واسه همین دوسش دارم. اون واقعاْ با همه فرق می کنه...

واسه "های" بودن نه چیزی می کشه٬ نه می خوره٬ نه تزریق می کنه. مثل بقیه راه نمی ره. پرواز می کنه. رانندگیش محشره. از هیچی نمی ترسه. نه از له کردن عابر روی خط کشی٬ نه از کوبیدن به ماشین جلویی که زیادی رو اعصابه.

نه از تاریکی می ترسه٬ نه از ارتفاع٬ نه از مردن٬ نه از کشتن.

اون خیلی متفاوته.

وقتی بهش می گم "نه" کلید نمی کنه که "چرا"؟ وقتی بهش می گم "نمیام" اصرار نمی کنه که چرا نمیای و باید بیای. وقتی برنامه هاشو به هم می زنم عصبانی نمی شه.

وقتی می پیچونمش٬ وقتی بهش فحش می دم٬ وقتی با لگد می رم تو صورتش ازم دلخور نمی شه.

اون در همه ی شرایط متفاوت عمل می کنه.

خیلی خونسرد نگام می کنه٬ خونسرد اسلحه ش رو در میاره و خونسرد شلیک می کنه تو زانوی راستم.

من دیوانه ی این همه تفاوتم!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 22:35  توسط آنالی اکبری  | 

 

خانواده گوهر با ارزشیست٬ به شرطی که

قرار نباشد در ۲۴ ساعت شبانه روز و در ۳۶۵ روز سال٬ تحت عنوان "من صلاحت رو می خوام" چگونه زندگی کردن را به فرزندان خود دیکته کنند و توقع داشته باشند که این فرزندان پس از عبور از خط "مثلاْ بزرگسالی" به قرقره ی افکار٬ عقاید و لایف استایل نیاکان خود بپردازند و مانند آنها زندگی کنند. و هرگز شرایط گذشته ی خود را با شرایط امروز فرزندانشان مقایسه نکنند و تحت هیچ شرایطی ٬ با انگشت اشاره ای که در حال تکان خوردن و اخطار دادن است نگویند: "زمان ما هیچ وقت هیچکس همچین غلطی نمی کرد!"

پلیس مایه ی آرامش و دلگرمی ماست٬ به شرطی که

قرار نباشد جای گناهکار جنایتکار٬ بی گناه مانتو کوتاه دستگیر شود. و قرار نباشد الگانس های سبز نیروی انتظامی تبدیل به دلهره آورترین شئی متحرک در خیابان شود. و قرار نباشد پلیس غیر قابل اعتمادترین شخص این شهر باشد که نه تنها در مواجهه با خطرهای احتمالی کمکی به ما نمی کند بلکه مشکل های بیشمار دیگری هم می تراشد.

مدرسه خانه ی دوم ما و مکانی مقدس است٬ به شرطی که

در آن به جای تشویق اتحاد٬سیل موش های تفرقه در بین دانش آموزان سرازیر نشود. به جای خالص بودن٬ ریا٬ دورویی و تظاهر به بچه ها آموخته نشود و مدیر های مدارس با وضع قانون های پیچیده و سختگیری های بی دلیل و بستن درها و کشیدن نرده های آهنی جلوی پنجره ها٬ توالت هارا تبدیل به مکان امنی برای کشیدن سیگاری٬ سقط جنین٬ همجنس بازی و ... نکنند.

فراموش نکنیم که محدودیت هیچ وقت عفت و درستکاری به ارمغان نمی آورد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 14:16  توسط آنالی اکبری  | 

1

۱) تو ۳۶۰ که می نوشتم خیلی ها معتقد بودن "۳۶۰ و چه به این حرفااا" شاید راست می گفتن. بلاگ های ۳۶۰ بیشتر جاییه برای گذاشتن عکس "این عشق منه" ها یا محل برگزاریه فستیوال برای انتخاب شاخ ترین دختر ها و پسرها یا جایی برای گذاشتن عکس جدید صاحب پیج با زیر نویس "نظر یادتون نره"

اومدن من به اینجا به چند دلیل زیر بود:

- برای اثبات این موضوع که ما هم آررره و اینا

- برای شروع جدی بلاگ نویسی و پا گذاشتن به عرصه ی چیز

- برای اینکه اینجا جای خوبیه

۲) سال نو مبارک. عید بهانه ایه برای پوشیدن لباس های جدید و خوردن بادوم هندی و شیرینی های کوچولو و دست نزدن به بشقاب میوه ای که جلومون گذاشتن و روزی دوبار دیدن فک و فامیل در اماکن مختلف و ادای آدم های شاد و در آوردن و مهربون بودن.

نکته ی خوب و فرخنده ای که عید داره اینه که با اینکه کم کم داریم به سن و سال خر پیره ی عباس مقنی نزدیک می شیم٬ همچنان از طرف اقوامی که معتقدن ما هنوز همون بچه های ۴۰ سانتی گذشته هستیم٬ عیدی می گیریم و این خیلی خوش می گذره !

۳) ایران در تمام فصول جای خوب و بامزه و گاهی غیر بامزه ایه. به دلایل زیر:

- چون می تونیم تقریباْ به صورت مفت [فقط با هزینه ی اتصال به اینترنت] همه ی آهنگ ها و آلبوم های جدید رو  Down lOad کنیم و همیشه به روز باشیم.

- چون می تونیم فیلم هایی رو که هم اکنون بر پرده ی سینماهای جهان قرار داره٬ با قیمت ۱۰۰۰-۱۵۰۰ تومن٬ اونم با زیر نویس فارسی از آقای دست فروش خریداری کنیم و به تماشاش بشینیم. [البته ما چون خیلی به فکر ایمپرو زبانمون هستیم از ساب تایتل انگلیسی استفاده می کنیم!]

- چون زندگی در اینجا مثل بازی پلی استیشن می مونه. از رانندگی تو شهر گرفته تا رد شدن از جلوی گشت ارشاد و آیا دستگیر شدن و آیا دستگیر نشدن و فرار کردن.

- چون اینجا شانس حرف اول رو می زنه و برنامه ریزی و قانون چیزیه تو مایه های کشک که باید اون رو سابید. مثلاْ فرض کن امروز ساعت ۴ یک قرار مهم کاری داری٬ شانس بیاری ماشین گیرت بیاد٬ شانس بیاری تصادف نکنی٬ شانس بیاری تو ترافیک نمونی٬ شانس بیاری طرفی که باهاش قرار داری یادش مونده باشه که امروز باید تورو ببینه و بیاد سر قرار !!

- چون اینجا با اینکه به ظاهر همه چیز ممنوعه٬ در واقع هیچ ممنوعیتی وجود نداره و همه چیز آزاده. از مواد مخدر و مشروبات الکلی و اسلحه گرفته تا سنتوری (!) و ماهواره و شلوار برمودا و پوشیدن مانتوی تنگ بدن نما!

- چون مردم بامزه ای داره و همه با هم شوخی دارن و گه گاه حرف های خنده داری می زنن. مثلاْ وقتی از کنار یه دختر که تو کل فامیل و دوست و آشنا و هر کوی و برزن به خوشگلی و دافی معروفه٬ رد می شن می گن: چه طوری ایکبیری ی ی ی؟! یا وقتی دارن می زنن به دختر مردم٬ سرشونو از پنجره ی ماشین میارن بیرون و می گن: نری زیر صاب ماشیییییین !

۴) اینم از اولین پست.

+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 14:39  توسط آنالی اکبری  |