![]() |
![]() |
|
| اینجا جای خوووبی خواهد بود! آررره |
|
همیشه وقتی موضوع یا چیزی در معرض خطر قرار می گیره یا از دستش می دیم برامون مهم می شه و گاهی الکی شروع می کنیم به کوبوندن سنگش به سینه مون. البته گاهی هم تازه به وجود اون "چیز" پی می بریم و سعی می کنیم با تیکه تیکه کردن خودمون و عربده کشی و انجام کارهای غیر اصولی٬ دوباره اون "چیزٍ" در معرض خطر یا از دست رفته رو به دست بیاریم... اما حیف که نوشدارو همیشه بعد از مرگ سهراب می رسه. سلامتی یکی از اون "چیز"هایی که همیشه بعد از مریضی و پوشیدن لباس سبز یا آبی اتاق عمل و تا جمجمه توی گچ رفتن و زخم بستر گرفتن٬ قدرش رو می فهمیم و اون موقع ست که خودمون رو به هر آب و آتیشی می زنیم و هر جور نذری که می شه کرد و می کنیم تا دوباره سلامتیمون رو به دست بیاریم. وحشتناکه. نه؟ عشق یکی دیگه از همون "چیز"هاست که وقتی در خطر قرار می گیره... نمی دونم چی می شه! ولی می دونم که اینم یکی از همون "چیز" هاست! خلیج فارس٬ خلیج همیشه فارس رو از فارسی در آوردن و عربش کردن. حالا که اسمش عوض شد همه اونایی که عرق ملی داشتن خونشون به جوش اومد و شروع کردن به امضا جمع کردن واسه اینکه بتونن با ۱ میلیون امضا٬ گوگل رو مجبور کنن که اسم خلیجمون رو بهمون برگردونه. خوبه هممون از ماجرای نوشداروی بعد از مرگ سهراب خبر داریم و باز همین اشتباه رو تکرار می کنیم. اگر عرق ملی مون زودتر از این حرفها اکتیو شده بود٬ اگر زودتر کاری واسه حفظ خلیجمون کرده بودیم٬ اگر به همه ی دنیا ثابت کرده بودیم که ما صاحب خلیج فارس هستیم٬ اگر فیلمی ساخته بودیم که برای همه مشخص کنه چه چیز ها و چه جاهایی به ایران تعلق داره٬ [همون طور که همه می دونن اهرام ثلاثه و برج ایفل مال کدوم کشورهاست] اگر کتاب ارزشمندی نوشته بودیم٬ اگر تبلیغاتی کرده بودیم٬ اگر صنعت گردشگری رو در سطح جهانی گسترش داده بودیم٬ اگر خیلی حرکت های اصولی دیگه کرده بودیم٬ حالا مجبور به فوروارد این sms به همدیگه نبودیم که "سایت گوگل اسم خلیج فارس رو ..." مولانا یکی دیگه از همون "چیز" هاست که وقتی ازمون گرفتنش تازه شروع کردیم به عربده کشی و جنگ و جدال. گفتن مولانا ایرانی نیست. ما چی کار کردیم؟ چه جوری از شعر و ادبیات و تاریخ کشورمون دفاع کردیم؟ ما حرفی برای زدن نداشتیم. شناختی از شاعرمون نداشتیم. شکست خوردیم. کاش دوره های "مولانا شناسی" رو زودتر برگزار کرده بودیم. کم کم داریم همه چیز رو از دست می دیم و کاری برای حفظشون انجام نمی دیم. فقط وقتی سوت پایان بازی زده می شه شروع می کنیم به غیرتی شدن و عکس پروفایل عوض کردن! [حتماْ این چند روز عکس خلیج فارس رو تو خیلی از پروفایل های ۳۶۰ دیدین] احتمالاْ باید منتظر باشیم که حافظ و شاهنامه ی فردوسی و کوروش کبیر و رشته کوه های زاگرس و صادق هدایت و تهران و... هم صاحب های جدیدی پیدا کنن! راسته که می گن زود دیر می شه. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 1:10 توسط آنالی اکبری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
| پیوندها |
|
پیاده رو توکای مقدس فقط می نویسم کارگاه رنگ و خیال من شمسی خانم ابراهیم نبوی کاسنی نوار قلب |
|
RSS
|